به دهات عشاق خوش آمدین
نه اینکه فکر کنی مرهم احتیاج نداشت که زخم های دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ برگ خشکیدم که داغ سینه ی من را درخت کاج نداشت اگرچه شمعی و از سوختن نپرهیزی عمریه که نشستم پای تو مگه نه 
نبینم ات که غریبانه اشک می ریزی!
هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن!
بخند! گرچه تو با خنده هم غم انگیزی
خزان کجا، تو کجا تک درخت من !باید
که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی
درخت ، فصل خزان هم درخت می ماند
تو "پیش فصل" بهاری نه اینکه پاییزی
تورا خدا به زمین هدیه داده ، چون باران
که آسمان و زمین را به هم بیامیزی
خدا دلش نمی آمد که از تو جان گیرد
وگرنه از دگران کم نداشتی چیزی ! 
این که دلو گذاشتم واسه تو مگه نه
اینکه واسه تو هیچی کم نذاشتم کم نذاشتم
تقصیر تو نیست اگه دل من دیگه شده وابسته به تو
اگه نبود دل من دلبسته به تو غم نداشتم غم نداشتم
برو ولی بدون هر جا که بری بازم حلالی
درسته که واست بازیچه بودم برو نازم حلالی
دعای من پشت سرت عزیزم حالا هر جا که هستی
آرزوی من خوشبختیه توئه برو نازم حلالی
| Design By : Pichak |

